يه نفر رفته بود تو يه رودخونه كم عمق و داشت ماهي ميگرفت و ميخووند: من مرد ماهگيرم آب رسيده به زانوم! يه نفر رد ميشد، وقتي شعر طرف رو ميشنوه ميگه: يه كم برو جلوتر تا شعرت قافيه دار شه!
یک نفر تلوزيونشو ميفروشه ماهواره ميخره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خره با گاوه دعواش ميشه خره عصباني ميشه ميره رو ديوار مينويسه (اين گاو خر است!!!!!؟
یه نفرميگن برو جلوي ماشين ببين چراغ راهنما كار ميكنه ؟ ... ميره جلوي ماشين ميشينه ميگه :: آره ... نه ... آره ... نه ... آره ... نه ... آره ... نه ... آره ... نه ... آره ... نه ...
ديشب خوابتو ديدم با يه لباس نارنجي خوشرنگ اومده بودي در خونمون،هرچي ازت خواهش کردم بياي بالا ... نيومدي و فقط با عصبانيت گفتي :آشغالاتو بيار پايين ديرم شده !!!
به يكي ميگن شما چطوري شخصيت خودتونو نشون ميدي ---. ميگه با ارائه بليط
یه حلقه طلایی / اسمت رو روش نوشتم / میخوام بدم پاکش کنند / ریدی به سرنوشتم
معتاده میخواسته تاکسی بگیره، به یک تاکسی میگه: مُشتقیم! تاکسیه، پنج متر جلو تر نگه میداره. یارو میگه: ای بـابـا! من که میخواستم اونجا پیاده شم
یارو تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، طرف میگه: بچهها در برین صاحبش اومد!
معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم. شاگرد: ا – بی – سی – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفبای یونانی رو بگو ببینم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنجتا ... معلم: نخواستم بابا یه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...
یه آبادانیه با یه فرانسویه راه میرفتن، فرانسویه می گه: ما ایفل رو ۱ ماهه ساختیم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هی گفت و گفت تا این که آبادانیه چشمش به برج آزادی افتاد، یهو گفت: ای بابا، این که الان اینجا نبود!!!
اگر از من بپرسند بهترین ، زیباترین ، شجاع ترین ، محبوب ترین و عاقل ترین آدم کیه ؟ انگشتمو به سمت تو دراز می کنم و میگم : این نمیتونه باشه !
میدونی صفای ما پابرهنه ها به چیه ؟ اینه که ریگی به کفشمون نیست !
جشنواره فیلم ایرانسل :/ چند میگیری اس ام اس ندی ؟/ اعتباری ها/ شب ها آنتن نمیده آیدا / من مهرداد دیگه شارژ ندارم / در جستجوی آنتن
یه نفری با كليد گوششو تميز ميكنه گردنش قفل ميشه
اگه ميدونستي قطره بارون وقت دور شدن از ابرا چه حسي داشت، اگه ميدونستي يه بندر وقت رفتن كشتيها چه تنها ميشه ، اگه ميدونستي درخت كاج وقت پر كشيدن پرندهها چه غمگين ميشه اگه ميدونستي رفتنت چه آتيشي به جونم كشيد اون وقت اين قدر راحت نميگفتي : خداحافظ
خوردن شيريني خيلي راحته، خواندن داستان شيرين خيلي راحته، اما پيدا كردن دوست شيرين خيلي سخته! ، تو چطوري منو پيدا كردي؟
یه نفر دست میکنه تو نافش reset میشه! میگه خوب شد که دست تو کونم نکردم وگرنه shut down میشدم!
خیلی دوست دارم جای تو باشم ، میدونی چرا ؟ چون اونوقت یه دوست خوب مثل خودم داشتم !
######################### ######################### ######################### این حصارهای بین من و توست ، ای کاش می تونستم بیارمت پیش خودم ولی بهم گفتن جای بز تو خونه نیست !
پاتو از زندگیم بکش بیرون ... جورابات بو میده !
دوتا معتاد به هم ميرسن اكبر به اصغر ميگه اشغري تو شالي شند بار ميري مشتراح اصغر ميگه شالي 4 بار يه بار بهار يه بار تابشتون يه بار پاييژ يه بارم ژمشتون اكبر ميگه بابا برو دكتر تو كه اژهالي
خروسه بالاي ديوار بوده، يه دفعه از توي خيابون يه ماشين حمل مرغ زنده رد ميشه، خروسه داد ميزنه: بچهها بيايين، سرويس دخترا اومد
يه روز یک نفر تلويزيون رو روشن ميكنه ميبينه فوتبال داره. شيلنگ رو بر ميداره ميگيره رو تلويزيون ميگه بريد در خونه خودتون بازي كنيد.
يه روز یک نفر تلويزيون رو روشن ميكنه ميبينه فوتبال داره. شيلنگ رو بر ميداره ميگيره رو تلويزيون ميگه بريد در خونه خودتون بازي كنيد.
از يکی ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟؟؟
دو تا جوجه از بچگي عاشق هم بودند اما وقتي بزرگ شدند ديدن هر دوتا شون خروسن!(نتيجه اخلاقي؛ تا وقتي جوجه اي عاشق نشو) .
يه روز از يه پايين شهري مي پرسن “زن ذليلي” يعني چي؟ ميگه: همونيه كه بالا شهريها بهش ميگن تفاهم